نوشته شده توسط احسان در یکشنبه بیستم خرداد 1386 ساعت
11:42 AM |
لینک ثابت |
خدمت شما
زندگی زیباست*** اما بدون غم
مرگ زیباست*** اما بدون گناه
دوستی زیباست*** اما بدون کلک
عشق زیباست*** اما بدون دروغ
دنیا زیباست***اما بدون درگیری
گل زیباست***اما بدون ریشه
سکوت زیباست***اما بدون یار
شیشه زیباست***اما بدون تیرگی
برف زیباست***اما بدون رهگزر
خانواده زیباست***اما بدون دوری
نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت
10:53 PM |
لینک ثابت |
همينطوري براي دوست خوبم به قول خودش مادمازل
سلام
من براي زندگي آره بازم منم همون ديونه هميشگي فداي مهربونيات چه ميكني با سرنوشت دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه جاي نگاهت بدجوري تو صحن چشمام خاليه ابرا همه پيشه منن اينجا هوا پر از غمه از خوبيات هر چي بگم جون خودت بازم كمه ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه غم غريبي عزيزم سردو شكستت نكنه
نوشته شده توسط احسان در شنبه پنجم خرداد 1386 ساعت
3:45 PM |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 ساعت
9:25 AM |
لینک ثابت |


زندگي سه چيز است : اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود يادي كه مي ماند و فراموش نمي شود.
كو بال آن كه خود را باز افكنم به كويت
ترسم بميرم و باز باشم در آرزويت
تا كي به سر بگردم در راه جستجويت
كز اشك شوق دادم يك عمر شستشويت
شادي نمي گشايد اي دل دري به رويت
بازم به سرزد امشب اي گل هواي رويت
گيرم قفس شكستم و ز دانم و دانه جستم
اي گل در آرزويت جان و جواني ام رفت
از پا افتادگان را دستي بگير آخر
تو اي خيال دلخواه زيباتري از آن ماه
چون سايه در پناه ديوار غم بياساي
به نام خداوند عشق
مي خوام از تو بنويسم براي تو كه در تمام لحظاتم وجود داري خنده هايم براي توست با تو بودن مرا شاد مي كند و بي تو بودن مرا گريان. تو با من هستي در حالي كه در كنارم نيستي تو با مني چون در قلب مني. قلبم را با دنيا عوض نمي كنم چون تو در آني و من تنها تو را دوست دارم كه سبزي مانند بهار استواري مانند كوه لطيفي مانند گل و رواني همچون دريا
زندگي مثل نم نم بارون تو يه هواي پاك
مثل يه نگاه پر از رمز ورازه
زندگي مثل شبنم به روي برگه
مثل راستي تو نگاه
زندگي مثل عشق لطیف و نازه
مثل يه اتاق پر از كتابه
زندگي مثل يه نوشته بر روي ديواره
مثل تولد كودك پر نشاط
زندگي مثل انار تو لحاف
مثل يه گلدون پر احساس
زندگي مثل يه سايه درازه
مثل يه طاقچه در انتظاره
زندگي مثل يه سكوت پر از سوال
مثل يه واگن تو راه؟
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 ساعت
9:24 AM |
لینک ثابت |
با خودم عهد بستم بار ديگر که تورا ديدم بگويم از تو دلگيرم ولي باز تو را ديدم و گفتم بي ت
ميان سکوت تو و دلتنگي من
ميان صداقت و
عشق
فاصله اي به نزديکي دل من و نشان سينه توست
نشاني که روز اول تو را به آن شناختم
وراز ها با من گفت از بهاري که خزانها کشيده
اما به تحمل درد از طراوتش برگي نيفتاده
يه عاشق بی قايق تو دريا
چشماشو میبنده تو رویا
من عاشق بی قایق تو دریا میمیرم
چشممامو میبندم بی رویا میمیرم
میرم و میمیرم آسوده میشم از عشق
میرم و میمیرم
جشن تولد مرگمو برای تو زیر آب میگیرم
یه زیبا نگاهش به موجاس
یه عاشق بی ساحل تو دریا
پریای دریا من امشب میمیرم
از عشق یه زیبا من امشب میمیرم
میرم و میمیرم آسوده میشم از عشق
میرم و میمیرم
جشن تولد مرگمو برای تو زیر آب میگیرم
نوشته شده توسط احسان در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 ساعت
3:55 PM |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط احسان در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 ساعت
3:52 PM |
لینک ثابت |
زير خاكستر
زير خاكستر ذهنم باقي ست
آتشي سركش و سوزنده هنوز
يادگاري است ز عشقي سوزان
كه بودم گرم و فروزنده هنوز
عشقي آنگونه كه بنيان مرا
سوخت از ريشه و خاكستر كرد
غرق درحيرتم از اينكه چرا
مانده ام زنده هنوز
گاهگاهي كه دلم مي گيرد
پيش خودم مي گويم
آن كه جانم را سوخت
ياد مي آرد از اين بنده هنوز
سخت جاني را ببين
كه نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بي تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم هستم
پيش چشمان تو شرمنده هنوز
گرچه از فرط غرور
بعد تو ليك پس از آنهمه سال
كس نديده به لبم خنده هنوز
گفته بودند كه از دل برود يار چو از ديده برفت
سالها هست كه از ديده من رفتي ليك
دلم از مهر تو آكنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ايام ورقها زده است
زير بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشكست
در خيالم اما
همچنان روز نخست
تويي آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردي و با دست تهي
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتشي عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر كه گورم بشكافند عيان مي بينند
زير خاكستر جسمم باقي است
نوشته شده توسط احسان در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت
6:59 PM |
لینک ثابت |
نیاز
پنجره.ابر.كوچه
واژه هايي تازه تر
زندگي.من.فردا
جمله هايي خسته تر
لحظه لحظه فاصله تا فاصله
شوق زندگاني از من مي شود باز دورتر
آري بي تو اينچنين سر خورده ام در زندگي
فصل فصل قصه هايم رنگ پاييزوغروب
بي تملق بي تومن افسرده ام در زندگي
حسي در من نيست براي بودنم
عشقي هيچ براي حتي يك غزل
بي تو من پاييزي ام در باورم
سرد و بي رنگ و غريب
پاييز سرد تنم لبريز تنها يك نگاه گرم توست
چون تويي آتش سينه سوز قلب زندگي
من نيازم...
روزي شايد با تو خواهم گفت آنچه كه در دل هست
يا همان يك جمله را كه بين تنهايي خود
با خيال لحظه هاي با تو بودن زمزمه ها مي كنم
گرچه بين من تو
بي گمان يك خط تيره فاصله است
روزي كه اين فاصله ها بشكند
نقطه چين ها را كنار خواهم گذاشت
و در آغوشت به آسودگي نجوا ميكنم
من نيازم بوسه اي از غنچه لبهاي توست
نوشته شده توسط احسان در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت
6:58 PM |
لینک ثابت |
گريه نكن به حال من تنها اميد زندگي
با گريه هات بهم نگو هر چي مي خواي بهم بگي
من مي دونم هر چي كه هست ميون بغض و گريه هات
فرياد بزن اسم منو اگر چه مي لرزه صدات
بذار كه با صداي تو يه لحظه آروم بگيرم
يه شب ديگه روشونه هات دست توي دستات بميرم
بذار كه عاشقت بشم زير درخت كوچه مون
يه بار ديگه نگات كنم از تو حياط خونمون
مي خوام تمام لحظه ها برام بشن يه خاطره
خاطره لحظه اي كه بدرقه مسافره
تو هم ببين اشكامو در حال وهواي هر شبم
خيال تو كشته منو جونم رسيده به لبم
به جز خيال رفتنت برام چي باشه يادگار
توسرنوشت من تو هم برام نموندي يادگار
عذاب اين جداشدن بدجوري زنجيرمنه
شبها خيال رفتنت بغض گلومو مي شكنه
كاش بدوني بدون تو ميلي به موندن ندارم
گرچه فقط با گفته هام اشك تو رو در مي آرم
رفتن تو يه حادثه اس تو ياد خونه موندني
شعراي من به عشق تو خوندني و سوزوندني
اگر تمام آرزوم هميشه داشتن تو بود
كنار تو بودن من مبادا قسمتم نبود
برو كه با ديدن تو لحظه به لحظه ميشكنم
سفر سلامت عشق من بازهم بيا به ديدنم
نوشته شده توسط احسان در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت
6:57 PM |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت
10:28 AM |
لینک ثابت |

_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
هر كسي دو بار مي ميرد : يكبار آنوقت كه عشق از دلش مي رود وكسي نيز ديگر دوستش ندارد . بار ديگر آنوقت كه زندگاني را وداع مي گويد . اما مرگ زندگي در برابر مرگ عشق ناچيز است .
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت
9:27 AM |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت
9:12 AM |
لینک ثابت |
دمتون گرم یک نفرتون هم به فروشگاه ما نیامدید
فروشگاه برنج گلچین گلستان
عرضه کننده ی برنج مرغوب ایرانی وخارجی
گرگان :انقلاب ابتدای شهرک سپاهکنار فروشگاه مرغ
ملک
ضمناْ از تخفیف ویژه بهره مند شوید
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت
9:10 AM |
لینک ثابت |
اینم سخن دل
در 1000 مرتبه 900 جمله عاشقانه را در800 جای مختلف پیش 700 تا مطرح کردم600 تا آن را پذیرفته500 نفر آن رابه400 زبان و300 کتاب200 برگ ترجمه کردند100مرتبه برای تو90 روز روزهای80 مرتبه خواندم70 جمله رابه60 بهانه50 روز روزی40 بارتکرار کردم 30 تای آن را آموختی پس از 20 بار خواندن 10 مرتبه تکرار کردی که از تو 9 سوال کردم 8 مرتبه به7 سوال من 6 جواب در فاصله ی5 روز دادی 4 مرتبه تو را به 3 بار صحبت دعوت کردم2ساعت خواهش کردم تا 1 بار گفتی: دوست دارم
نوشته شده توسط احسان در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت
9:5 AM |
لینک ثابت |